بازی اندروید

طلاق بعد از ۳۰ سال زندگی مشترک سر پیری و معرکه گیری؟

طلاق بعد از ۳۰ سال زندگی مشترک سر پیری و معرکه گیری؟

آمارهای موجود کشوری بیان کننده این واقعیت اند که گرچه طی چهار سال اخیر بخش اعظم طلاق ها به زندگی های مشترکی با طول مدت ازدواج یک تا پنج سال باز می گردند اما در عین حال همیشه بین 11 تا 13.5 درصد از طلاق های ثبت شده نیز معطوف به زندگی های مشترکِ 20 ساله و بیشتر می شود. از طرف دیگر طی چهار سال اخیر آمار طلاق های ثبت شده با طول مدت ازدواج 10 تا 29 سال و در سال قبل آمار طلاق با طول مدت ازدواج بیش از 29 سال رو به افزایش رفته و این در حالیست که انتظار می رود زوجین بعد از قریب به 30 سال زندگی مشترک به یک پختگی در روابط خود رسیده باشند.


به گزارش بازی اندروید به نقل از ایسنا، بررسی آمارهای رسمی مرکز آمار ایران نشان داده است آمار «طلاق» که از سال ۹۶ تا ۹۸ با روند نزولی همراه بود، در سال ۹۹ با ثبت ۱۸۴ هزار و ۶۵۴ رویداد افزوده شد و در حقیقت بیشترین آمار طلاق طی چهار سال اخیر، پارسال به ثبت رسیده است.
میانگین «طول مدت ازدواج» پیش از نخستین طلاق نیز از ۹ سال برای سال های ۹۶ تا ۹۸، به ۱۰ سال در سال ۹۹ رسیده است.
در حقیقت طی سال قبل ۵۱ هزار و ۶۵۳ طلاق به منظور زندگی های مشترک با طول مدت ازدواج یک تا پنج سال، ۴۴ هزار و ۴۹۶ طلاق به منظور زندگی های مشترکی با مدت ازدواج پنج تا ۱۰ سال و ۳۱ هزار و ۵۹۴ طلاق به منظور زندگی هایی با طول مدت ازدواج ۱۰ تا ۱۵ سال به ثبت رسیده است.


رشد ۱۶.۴ درصدی «طلاق» در بهار ۱۴۰۰ نسبت به سال گذشته

بدین سبب اغلب طلاق ها در پنج سال نخست زندگی مشترک رخ می دهند که می توان قسمتی از علت آنرا به عدم شناخت کافی دختر و پسر از یکدیگر به هنگام ازدواج معطوف دانست.
همچنین ۴۱ هزار و ۷۵۷ رویداد طلاق در بهار ۱۴۰۰ به ثبت رسیده است که این آمار در قیاس با آمار مشابه خود در بهار ۹۹ با رشد ۱۶.۴ درصدی همراه بوده است.
آمار طلاقها به تفکیک «طول مدت ازدواج» در بهار ۱۴۰۰ نیز نشان از افزایش طلاقهای ثبت شده در این فصل و در قیاس با آمار بهار ۹۹ می دهد.






در واقع بررسی آمارهای رسمی بین سال های ۹۶ تا ۹۹ نشان داده است که بیشترین طلاق های ثبت شده طی چهار سال اخیر معطوف به زندگی های مشترکی با طول مدت ازدواج یک تا پنج، پنج تا ۱۰ و ۱۰ تا ۱۵ سال می شود.


هشدار؛ افزایش آمار طلاق افرادی که ۱۰ تا ۲۹ سال کنار یکدیگر زندگی کرده اند

همین طور مطابق با آمار انتشار یافته از طرف مرکز آمار ایران، درحالی طی سال ۹۶ تا ۹۹ آمار طلاق های ثبت شده در پنج سال نخست زندگی مشترک رو به کاهش است اما در مقابل آمار طلاق افرادی که ۱۰ تا ۲۹ سال در کنار یکدیگر زندگی مشترک داشته اند، رو به افزایش رفته و بیشترین آمار این طلاقها نیز پارسال یعنی سال ۹۹ به ثبت رسیده است، از طرفی همیشه طی این سالها ( چهار سال گذشته) حدود چهار درصد از آمار طلاق نیز به زندگی های مشترکی با طول مدت ازدواج بیش از ۲۹ سال باز می گردد.
با این وجود گرچه شاید آمار چهار درصدی طلاق زوجینی که بیش از ۲۹ سال با یکدیگر زندگی مشترک داشته اند در نگاه نخست ناچیز به نظر برسد اما به قدری قابل تامل است که کارشناسان از آن بعنوان «طلاق خاکستری» یاد کرده و نسبت به شیوع این پدیده در افراد بالای ۵۵ ساله هشدارهایی داده اند.


ثبت ۷۸۸۴ طلاق با «مدت ازدواج» بیشتر از ۲۹ سال در سال گذشته

از طرفی با وجود نوسان هایی در افزایش و کاهش طلاق با طول مدت ازدواج ۲۹ سال و بیشتر طی سال های ۹۷ و ۹۸، آمار این دسته از طلاقها در سال ۹۹ افزایش داشته است، به صورتی که بیشترین طلاق ثبت شده با مدت ازدواج بیشتر از ۲۹ سال طی چهار سال اخیر با ثبت ۷۸۸۴ طلاق، معطوف به سال ۹۹ می شود.


به گزارش بازی اندروید به نقل از ایسنا، در حقیقت آمار طلاق های ثبت شده با طول مدت ازدواج بالای ۲۹ سال بیان کننده طلاق افراد میانسال و یا سالمندی است که تا قبل از این سنین، ناکارآمدی زندگی مشترک را تجربه کرده اما به دلیلهای مختلف از حل مشکلات خود سر باز زده، اهتمام در نادیده گرفتن یا انکار مشکلات داشته و یا خودرا با مسائلی دیگر همچون تربیت و بزرگ کردن فرزندان مشغول کرده اند تا این واقعیت را نادیده بگیرند.
در عین حال نیز به این راحتی نمی توان برچسب «سر پیری و معرکه گیری» به این افراد زد چونکه دلیلهای طلاق این زنان و مردان و عدم تحمل زندگی مشترکی با قدمت ۳۰ ساله و بیشتر، خود جای تامل دارد که درستی یا نادرستی آن بر عهده کارشناسان امر است.

چرا اغلب طلاق ها در پنج سال نخست زندگی مشترک رخ می دهند؟
دکتر ربابه نوری، عضو تیم تخصصی مهارت های زندگی در انجمن ازدواج و خانواده کشور در این باره به ایسنا اظهار داشت: طبیعی است که تعارضات و اختلافات زوجین در سالهای ابتدایی زندگی مشترک بیشتر مطرح شود چونکه شناخت زوجین نسبت به یکدیگر، بیشتر در معاشرت های قبل ازدواج و یا در دوران نامزدی به وجود آمده و بدین جهت خیلی شناخت کاملی در این دوره اتفاق نمی افتد.
بگفته این روانشناس، زوجین با شروع زندگی خود اطلاعاتی را درباره یکدیگر طی سال نخست زندگی مشترک کسب می کنند و در عین حال در پروسه زندگی مشترک با مواردی روبرور می شوند که با یکدیگر اختلاف عقیده، سلیقه، اختلاف فرهنگی، قومیتی، شخصیتی و خانوادگی دارند. بدین سبب در سال های اولیه زندگی مشترک و خصوصاً در سال نخست زندگی مشترک نمایان شدن اختلافات میان زوجین طبیعی است.

مشاوره قبل از ازدواج و تاثیر آن در عدم غافلگیری نسبت به خاصیت های همسر
این هیات علمی دانشگاه خوارزمی، افزود: گاهی تا حدی شناخت زوجین از یکدیگر قبل از ازدواج کم و ناچیز است که زوجین با شروع سال اول و دوم زندگی مشترک خود احساس می کنند که همسرشان تا کنون خاصیت های خودرا به خوبی نشان نداده و یا برخی از مطالب و مسائل را درباره خود کتمان کرده در حالیکه اینطور نیست. چه بسا گاهی خود افراد هم نتوانسته اند خودرا به خوبی بشناسند و در حقیقت ما همیشه نمی توانیم به شناخت کاملی از جانب مقابل خود برسیم. بدین جهت به زوجین سفارش می نماییم قبل از شروع زندگی مشترک بوسیله مشاوره های قبل از ازدواج این اختلافات را پیدا کرده تا وقتی که وارد زندگی مشترک می شوند برای آن برنامه داشته باشند و غافلگیر نشوند.
وی معتقد می باشد که در عین حال نقش خانواده های زوجین در بروز این اختلافات را نمی توان نادیده گرفت چونکه گاهی زوجین با یکدیگر مشکلات گسترده ای ندارند اما این که چطور با خانواده های یکدیگر ارتباط برقرار کرده، رفتار کنند و چگونه برنامه های خانوادگی را پیش ببرند همیشه برایشان مورد بحث است و بدین جهت گرفتار اختلافاتی می شوند.

طلاق بعد از ۳۰ سال زندگی مشترک؛ چرا؟
نوری در ادامه سخنان خود به بیان چرایی طلاق افراد در دوران میانسالی و یا سالمندی از منظر روانشناختی پرداخت و همچون دلیلهای این طلاق ها بعد از قریب به ۳۰ سال زندگی مشترک را «بحران میانسالی»، «آشیانه خالی»، تحمل اختلافات به قیمت بزرگ کردن فرزندان، امید به تغییر و بهبود این اختلافات با گذشت زمان و یا نبود شرایط لازم برای جدایی در روزهای جوانی و امید به کمک مالی و اقتصادی فرزندان برای فراهم کردن امکانات زندگی مستقل بعد از بزرگ شدن آنها عنوان نمود.

«بحران میانسالی»؛ احساس هدر رفتن عمر و «گیر» کردن در ازدواج
این روانشناس با اشاره به اینکه طلاق در دوران میانسالی و سالمندی، می تواند دلیلهای مختلفی داشته باشد، درباره «بحران میانسالی» بعنوان یکی از این دلیلهای اظهار داشت: افرادی که خیلی خوب خودرا نمی شناسند با ورود به ۴۰ و ۵۰ سالگی احساس می کنند که عمرشان هدر رفته و در عین حال در این ۴۰ یا ۵۰ سال، زندگی خیلی خوبی نداشته اند. بدین جهت تصور می کنند اکنون باید در زندگی خود تغییرات اساسی ایجاد کنند. گاهی فکر می کنند در ازدواج خود گیر کرده اند و نصف عمرشان رفته است. با این تصور که "مگر چقدر می خواهند زندگی کنند؟"، تصمیم می گیرند که باقی عمرشان را آنگونه که دلشان می خواهد زندگی کنند. در حقیقت افراد در بحران میانسالی احساس می کنند عمرشان از دست رفته و بدین جهت تلاش می کنند باقی زندگی را آنطور که خودشان فکر می کنند درست است در دست بگیرند.
وی معتقد می باشد که همیشه همچون مواردی که می تواند منجر به طلاق در دوران میانسالی و سالمندی شود، توجه به فرزندان و نادیده گرفتن اختلافات زوجین به خاطر آنهاست.

به دنیا آمدن فرزندان، سرگرم شدن با بچه ها و زوجینی که «دلشان» نمی آید طلاق بگیرند
این هیات علمی دانشگاه خاطرنشان کرد: زمانی که فرزندان به دنیا می آیند توجه والدین را به خود جلب کرده و بعد از تولد فرزندان، زوجینی که گرفتار تنش و درگیری با یکدیگر بودند به اصطلاح "دلشان نمی آید" از یکدیگر طلاق بگیرند. علاوه بر آن نیز خانواده های زوجین با تولد نوه ها اجازه طلاق را به آنها نمی دهند و اهتمام در کنار هم نگه داشتن زوجین دارند. در حقیقت با تولد فرزندان سر زوجین با بزرگ کردن بچه ها گرم می شود و اینطور متوجه اختلافات اساسی خود با یکدیگر نمی شوند.

فرزندانی که بزرگ شده و امکانات لازم برای طلاق مادر را فراهم می کنند
این دانشیار دانشگاه خوارزمی به بیان دلیلهای عدم طلاق زوجین بعد از فرزندآوری پرداخت و خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی گاهی یکی از والدین مایل است طلاق بگیرد اما نگران فرزند خود و یا تصورات مردم درباره کودک طلاق و ناپدری و نا مادری است و بدین جهت سالها این اختلافات را تحمل می کند تا به فرزندان صدمه ای نرسد و بعد از بزرگ شدن بچه ها طلاق می گیرند. بعضا نیز زوجین خصوصاً زنان مایل به طلاق هستند اما توان و شرایط اقتصادی ایجاد یک زندگی مستقل را ندارند. در این شرایط گاهی صبر می کنند تا فرزندان بزرگ شوند و بتوانند امکانات زندگی مستقل را برای مادر فراهم نمایند و مادر بتواند طلاق بگیرد که متاسفانه این مورد از طلاق بسیار بسیار ناسالم می باشد.
وی افزود: گاهی در این شرایط والدین صبر می کنند بچه ها بزرگ شوند و بتوانند امکاناتی به منظور زندگی مستقل مادر یا پدر فراهم و یا خانه ای مستقل برای آنها اجاره کنند. این امر خیلی مخرب است چونکه بحران خانواده تنها بر روی یکی از فرزندان تخلیه می شود و می تواند مشکلات بسیار جدی را ایجاد نماید. در حقیقت این امر جزو پدیده های مخرب خانوادگی است که والدین تا بزرگ شدن بچه ها صبر می کنند تا امنیتی به دست آورده و سپس طلاق بگیرند.

پدیده «آشیانه خالی» و زوجی که حرفی برای گفتن با یکدیگر ندارند
عضو تیم تخصصی مهارت های زندگی در انجمن ازدواج و خانواده کشور، به پدیده «آشیانه خالی» نیز اشاره نمود و اضافه کرد: بر این اساس وقتی فرزندان بزرگ می شوند و آخرین فرزند از خانواده بیرون می آید، پدیده آشیانه خالی رخ می دهد. در این حال زوجی که قبل از بچه دار شدن با هم اختلافات اساسی داشتند و به علت تولد فرزندان این اختلافات را تحمل می کردند؛ حالا حرفی برای گفتن با یکدیگر و دلیلی به منظور زندگی کردن با هم ندارند چونکه تا کنون این فرزندان بودند که پدر و مادر را کنار یکدیگر نگه داشته بودند و الان با رفتن فرزندان از خانه پدری، زوجین احساس می کنند که دلیلی ندارد کنار هم باشند. در این میان در نبود فرزندان باردیگر اختلافات قبلی باز می گردد و چون زوجین نمی توانند این اختلافات را حل کنند از یکدیگر طلاق می گیرند.
به گفته نوری، طبق تحقیقات چند دهه اخیر، زوجینی که رابطه سردی دارند و سردی عاطفی عمیقی بین آنها اتفاق افتاده، خوشی، شیطنت، صمیمت و علاقه ای بین آنها وجود ندارد، بعد از مدت طولانی نظیر ۲۰ و یا ۳۰ سال زندگی مشترک از یکدیگر جدا می شوند.

اهمیت فعالیتهای مشترک و شوق و نشاط در روابط زوجین
این روانشناس خاطرنشان کرد: بدین سبب خیلی مهمست که زوجین با یکدیگر خوشی، ماجراجویی، هم کاری و برنامه ای مشترک داشته باشند. در حقیقت انجام فعالیتها و تجارب مشترک و داشتن شوق و نشاط در کنار یکدیگر می تواند از طلاق زوجین خصوصاً در سال های آخر زندگی جلوگیری نماید. گاهی زمانی که میان زوجین هیچ شیطنت، گردش و گفتگویی وجود نداشته باشد این افراد بیان می کنند که نمی دانند دلشان به چه چیز همسر خوش باشد و بدین جهت تصمیم به طلاق می گیرند چونکه هیچ رابطه گرم و ذوق و شوقی بین آنها وجود ندارد.

نگذارید «معنای» زندگی مشترک از بین برود

مردانی که بدون طلاق گرفتن خانواده را رها کرده و به دنبال آسایش خود می روند
وی در بخش دیگر سخنان خود به اهمیت وجود «معنا» در زندگی مشترک اشاره و تصریح کرد: زوجین خیلی از اختلافات را به دلیلهای ذکر شده تحمل می کنند اما وقتی وضع تغییر نمی کند ناامید شده و طلاق می گیرند چونکه معنای زندگی مشترک برایشان از بین رفته است. وقتی معنای زندگی مشترک از بین می رود حتی ممکنست مرد خانواده با خودش فکر کند من آسایش اولیه را برای خانواده خود فراهم می کنم و امکانات را در اختیار آنها می گذارم اما در عین حال باید به سراغ آسایش خودم بروم و اینطور می شود که خانواده را ترک می کنند و حتی بی آنکه طلاق بگیرند زندگی جداگانه ای را تشکیل می دهد. در حقیقت در چنین شرایطی دلیل تحمل زندگی مشترک از بین می رود و یا اهمیت نگرانی های طلاق برای آدم ها رنگ می بازد.

طلاق بعد از ۳۰ سال زندگی مشترک؛ سر «پیری» و «معرکه» گیری؟


این روانشناس در بخش دیگر سخنان خود در پاسخ به این سؤال که گاهی دیدگاه مردم نسبت به طلاق بعد از ۳۰ سال زندگی مشترک این است که زوجین در "سر پیری" به "معرکه گیری" رسیده اند و این انتظار وجود دارد که افراد با افزایش سن و تجربه در زندگی مشترک به پختگی در روابط خود رسیده باشند، خاطرنشان کرد: ما انتظار داریم افراد با افزایش سن به خرد رسیده و به اصطلاح پیر خردمند و پیر فرزانه شوند، به یک جهان بینی رسیده و بتوانند مسائل شخصی خودرا به خوبی مدیریت کنند اما واقعیت این است که علت این طلاق ها باید بررسی شود. طلاقهایی که با دلایلی نظیر "زندگی ام از دست رفته"، "عشق را تجربه نکرده ام و الان برای تجربه عشق طلاق می گیرم" انجام شده باشند خیلی پخته به نظر نمی رسند و از طرفی اگر دلیل این طلاقها منطقی و رشد دهنده باشد می تواند اقدامی شجاعانه نیز تلقی شود چونکه فرد صلاح زندگی خودرا بر حرف و قضاوت مردم ترجیح داده است.
نوری با تکیه بر اهمیت سنجش علت طلاق ها و عدم قضاوت این افراد افزود که نمی توان تمام افرادی را که بعد از ۳۰ سال زندگی مشترک طلاق گرفته اند را افرادی نابالغ در نظر گرفت بلکه تعدادی از این طلاق ها نیز اقدامی شجاعانه است چونکه ادامه دادن زندگی های بی کیفیت می تواند منجر به لطمه دیدن افراد شود و از طرفی نیز هر طلاقی هم اقدام شجاعانه ای محسوب نمی گردد بلکه باید دلیلهای طلاق سنجیده باشد.
این هیات علمی دانشگاه خوارزمی تصریح کرد: باید بدانیم زنان و مردانی که در این سن و بعد از مدت طولانی زندگی مشترک طلاق گرفته اند افراد ناسازگار و ناسالمی نیستند و در مقابل نیز تمام افرادی که یک ازدواج بدون کیفیت را جلو می برد نیز افراد دارای مهارت حل مساله و توانمندی بالایی نیستند چه بسا گاهی بخاطر ترس از آبرو زندگی را پیش می برند.

رابطه «با کیفیت» و مهارت حل اختلاف
وی ضمن اشاره به نقش «سطح برانگیختگی» در ارتباطات زوجین، خاطرنشان کرد: زوجینی که زود دعوا کرده و زود عصبانی می شوند اگر یاد بگیرند این اختلافات را با آرامش حل کنند مسلما کار به طلاق در اواخر عمر کشیده نمی گردد. زوجین باید مهارت حل اختلاف، شور و خوشی در کنار هم را بیاموزند تا زندگی مشترک را باکیفیت ادامه دهند نه این که تنها از طلاق جلوگیری نمایند. در حقیقت رابطه بین زوجین باید باکیفیت باشد تا افراد دلشان به همدیگر خوش باشد. در حقیقت زوجین بجای تحمل اختلافات باید این اختلافات را شناخته و با مصالحه آنها را مدیریت کنند.

«عشق» فقط تا مرحله خاصی «بُرِش» دارد
عضو تیم تخصصی مهارت های زندگی در انجمن ازدواج و خانواده کشور، درباره مرز میان تحمل اختلافات در زندگی مشترک و عدم تحمل آنها، توضیح داد: باید درباره مشکلات گفتگو و چاره ای برای آن پیدا کرد که هر دو طرف نسبت به آن راضی باشند. تحمل صرف اختلافات نمی تواند کافی باشد چونکه عمر این صبرها تا مدتی بیش نیست و بعد از مدتی از بین می رود. وقتی تحمل و شکیبایی از بین برود افراد بعد از سالهای زیاد زندگی در کنار یکدیگر به طلاق می رسند. در واقع تحمل زمان دارد و بعد از مدتی طاقت طاق می شود. گاهی زوجین می گویند چون یکدیگر را دوست داریم اختلافات را تحمل می نماییم حال آنکه ابزار عشق برای حفظ رابطه تنها تا مرحله ای خاص بُرِش دارد. ما تمام مسائل سنگین و پیچیده در رابطه زوجی را برمبنای عشق می گذاریم اما عشق در جایی می بُرد و تبدیل به نفرت، کینه و خصومت می شود. درست است زندگی مشترک صبر و تحمل، فداکاری و عشق می خواهد اما در عین حال زوجین باید مهارت حل مساله، حل اختلاف، مدیریت خشم و خصوصاً همدلی و کنترل هیجان و گفتگو کردن را بلد باشند.

ازدواج «افسانه» و «رویا» نیست بلکه نیازمند بلوغ روانشناختی است
نوری در ادامه سخنان خود به تصورات رویایی جوانان از ازدواج و عدم دید واقع بینانه آنها نیز اشاره نمود و درباره نقش این امر در طلاق توضیح داد: گاهی افراد تصورات بسیار رویایی، آرمانی و ایده آلی از ازدواج دارند و بعد از آنکه با تغییرات و سختی در زندگی مشترک روبرو می شوند تصورات ایده آل آنها بهم می ریزد. این افراد به صورتی تنها افسانه های ازدواج و نه واقعیت آنرا شنیده اند. خصوصاً در زنها این تصور رویایی نسبت به ازدواج خیلی زیاد است. ازدواج یک باردیگر سازگار شدن است. در حقیقت سازگاری با ازدواج دشوار است چونکه نقش های جدیدی به افراد محول می شود و از همین رو است که افراد تصور می کنند آنطور که باید روند ازدواج پیش نمی رود. در این بین خشم خودرا بروز می دهند و گاهی این خشم به توهین و انتقاد هم می انجامد و زوجین در روابط خود حالت تدافعی می گیرند.
وی معتقد می باشد که افراد باید بدانند همسر کسی نیست که ما را به آرزوهایمان برساند بلکه مقرر است با او مسیر زندگی را با همراهی طی نماییم. افرادی که قبل از ازدواج مشاوره می گیرند فکر می کنند بعد از ازدواج و وقتی وارد زندگی مشترک می شوند دیگر نیازی به مشاوره نیست در حالیکه سخت ترین مرحله ازدواج در سالهای اولیه است چونکه هنوز اخلاق افراد دست هم نیامده است.
عضو تیم تخصصی مهارت های زندگی در انجمن ازدواج و خانواده کشور به جوانان سفارش کرد: یاد بگیرید مسائل را به درستی حل کنید، هنگام بروز اختلافات به یکدیگر توهین نکنید و انتقادات شما از یکدیگر منفی و مخرب نباشد. اگر زندگی را با کیفیت کنید، حالت دفاعی نسبت به یکدیگر نداشته باشید، تنها به فردیت توجه نکنید بلکه از "من" به "ما" برسید، راه های حل اختلاف را بیاموزید و تشکر و صمیمت و هیجان و شوق را چاشنی روابط خود کنید، از احتمال اختلاف و طلاق در سالمندی و میان سالی میان شما کم می شود. فراموش نکنید که برای ازدواج ابتدا باید خودرا بشناسیم چونکه ازدواج نیازمند یک بلوغ روانشناختی است.
نوری در انتهای سخنان خود تصریح کرد: ازدواج مقوله پیچیده ای و لازم است افراد وقتی سراغ ازدواج روند که بر روی خود کار کرده و خودرا شناخته اند؛ این به مفهوم ازدواج دیرهنگام نیست اما باید خودرا شناخته باشیم. گاهی افراد دیر زدواج می کنند اما هنوز "من" هستند و بعد از ازدواج به "ما" شدن با همسر نمی رسند. اینها فکر می کنند فردی باید بیاید و آنها را به آرزو هایشان برساند درحالی که ازدواج "اسارت" نیست. زن و شوهر در ازدواج برای رشد مشترک تلاش می کنند و باید توانمندی خودرا قبل ازدواج بالا برند و حرف زدن با هم را یاد بگیرند. گاهی افراد ازدواج می کنند تا مبادا از سن شان بگذرد و بدون همسر باقی بمانند در حالیکه ازدواج با شتاب، بدون شناخت خود و بدون کسب مهارت های لازم خودش مشکل ساز خواهد شد.



1400/10/20
12:51:04
5.0 / 5
438
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۲ بعلاوه ۳
بازی اندروید